من اين سال را به فال نيك گرفته ام

بيا اينبار كمى نزديك تر بنشين، نزديك تر از صداى هزاردستان و عطر بهار نارنج، نزديك تر از صداى قدم هاى پرتلاطم و عجول اسفند ،بگذار سهم بيشتري از نگاهت داشته باشم، كمى بيشتر از سهم قاشق زنى هرسال كودكانى كه تمام كوچه را به شوق دستان سخاوتمندت ميدوند و من اين بار نيز با آنها ميدوم تا سهم(نصيب) خود را از “دستانت” بگيرم و “صدايت ” را تقدير فالگوش امسال چهارشنبه سوري ام كنم.
بيا ، كه تو همان حال خوشي هستي كه بنفشه و سنبل را با من هم قدم كرد تا هفت سين امسال را به انتظار ديدن بهار چشمانت سفره بچينم و سبزه را به زلفت گره بزنم و از باغ سبز دستانت سيب بچينم.
براى من همين بس كه بسان ماهي قرمز كوچك كودكى ات كه ناگاه سراسيمه به سمتش ميدويدي تا از حياتش آسوده خاطر شوى نگرانم باشي.
حوالي تو همان بوى عيدي مرا ميدهد كه از كودكى مرا به خلسه ى سماع ميبرد و به رقصم وا ميداشت.
اصلا دستانت را به من بده ! تمام “سرمايه ى” نوروزم باش ، كه خود به سرانجام ميرساند تمام سين هفت سينم را.

من اين سال را به فال نيك گرفته ام ،مي دانم كه مي آيي و مرا از دستان سرد زمستان باز ميستانى و به آغوش سبز برگ درختان نو رسته مي دهي و من “از مدد بخت بلندم صيد آن شاهد مطبوع شمايل خواهم شد”
هدا _د_پ_ر

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.